.jpg)
مهدى كه جدا كننده ى نيك و بد است
داناى حقايق ز ازل تا ابد است
در محفل انبيا بود شمع اميد
در گلشن اوليا، گل سرسبد است
تا سايه ى مهدى به جهان افتاده است
شوقى به قلوب شيعيان افتاده است
در طلعت آفتاب روشن امروز
عكس رخ صاحب الزمان افتاده است
اى حجّت ذات حىّ قيوم، بيا
اى شاد ز تو: خاطر مغموم، بيا
مظلوم اسير چنگ ظالم، تاكى؟
اى دشمن ظلم و يار مظلوم، بيا
امروز كه آفتاب توحيد دميد
در خانه ى نرجس، گل اميد دميد
مى خواند حكيمه سوره ى قدر،كه ديد
در وقت طلوع فجر خورشيد دميد
الم همه جسم است و تو جانى، مهدى
يعنى تو همان جان جهانى، مهدى
تنها نه گذشته، حال و آينده ز توست
حقا كه تو صاحب الزمانى، مهدى
پژمرده ام اى بهار، كى مى آيى
خورشيد در انتظار، كى مى آيى
از ظلم، شب تيره شده روز بشر
اى وارث ذوالفقار، كى مى آيى
سرِّ ازلى، نور خدايى مهدى
لاهوتى و پاك و حق نمايى مهدى
از شوكت و عزم و اقتدارت پيداست
مانند علىّ مرتضايى، مهدى
بر چهره ى دلگشاى مهدى، صلوات
بر قامت دلرباى مهدى، صلوات
تا پرده ز رُخ گرفت، قدسى نفسان
خواندند: به رو نماى مهدى، صلوات
در گوش سحر طنين حزباللَّه است
خورشيد ز عزم عاشقان آگاه است
اى منتظران سرود وحدت خوانيد
فرزند محمد و على در راه است
بقیه در ادامه مطلب